46 دقیقه باهاش حرف زدم :)

اصلا متوجه زمان نمیشیم ...

فقط همدیگرو درک میکنیم وتا حد توانمون به هم کمک میکنیم ...

دلش اروم نیست قراره از طرف دانشگاه بره مشهد ..قراره بره ولی دقیقا مشخص نیست که میره یا نه :(....

دعا کنید بِره ...



(خدایا خیلی سخته که بخوایم حکمت هات رو درک کنیم ..نمیشه اصلا اما بازم راضیم به رضای تو)

حالا قراره منم واسطه بشم :) ...به امید اینکه از پسش بربیام

قول دادیم قوی باشیم :)..

به نظرتون یه ادم چطوری میتونه قوی باشه در مواجه با مسائل مختلف زندگی؟



داشتم از خواهرم میگفتم ...خواهر دوقلوی خودم :) که از هم دور افتادیم واین دوری داره لحظه به لحظه سختتر میشه :((